زيباترين حرف ها

زيباترين حرف ها

سک سک!

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند!!!
آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند...
انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت،
او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد...
همه پنهان شدند به غیر از نیوتون...
... نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد...دقیقا در مقابل انیشتین!
انیشتین شمرد1...2... ...97...98...99...1۰0!
او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده...
انیشتین فریاد زد: نیوتون سک سک!!!
نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بازنده نشده ام.
او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!!
... تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ...
.......... نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ...
که من رو، "نیوتون بر متر مربع" میکنه .........
و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال" می باشد
بنابراین من "پاسکال"ام... پس پاسکال باید بیرون بره...

+   افسانه ; ۱:٤۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۱
    حرفای طرفدارام()  
 

بی حوصله...!....

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام!نیشخند

خوبین؟لبخند

جدیدا حس و حال هیچی رو ندارم...اینجا هم فقط مینویسم که نوشته باشم!!!!!!!!نیشخند

یکی بیااااااااااااااااااااااااااااااااااااد منو نجات بده!ناراحت

نخود نخود کردم ادمای دور و برم هم فرستادم پی کارشون!حوصله ادمارو ندارم!مجبوری تحملشون کنی!نیشخند

+   افسانه ; ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٠
    حرفای طرفدارام()  
 

خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

"...خدایا!
به که واگذارم می‌کنی؟
به سوی که می‌فرستی‌ام؟
به سوی آشنایان و نزدیکان؟ تا از من ببرند و روی بگردانند؛
یا به سوی غریبان و غریبه‌گان تا گره در ابرو بیافکنند و مرا از خویش برانند؟
یا به سوی آنان که ضعف مرا می‌خواهند و خواری‌ام را طلب می‌کنند؟
... من به سوی دیگران دست دراز کنم؟ در حالی که خدای من تویی و تویی کارساز و زمامدار من."

+   افسانه ; ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
    حرفای طرفدارام()  
 

هه هه!

طرف واسه مامانش روسری صورتی میخره بدون مناسبتی بهش هدیه میده!مامانش میگه :چیه؟؟؟!زنت خوشش نمیومد آوردی واسه من؟

 

 

ادامه مطلب
+   افسانه ; ٦:۳٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٠
    حرفای طرفدارام()  
 

عشق چیه؟ دردسره!!!

+   افسانه ; ۳:۳۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٠
    حرفای طرفدارام()  
 

Laugh directory

When  an  Iranian  Writes  in  English

This letter was written by.an employee of the NTOC National, about fifty years ago. Someone pulled it out of  the archive for laughs .But the name of the person who wrote this letter has been erased for secrecy.

DearMr.Hamilton,

Hello sir ,”I am your servant ,very very much”.

I am writing to you because “all the way to the handle of the knife has reached my bone.”My hands grab your skirt ”,Mr .Hamilton, ”please reach my scream “,Mr. Hamiton , ”from the hands of this man ,Ahmady”

I donُ t know”what a wet wood I have sold him ”that from the very first day he has been “pulling the belt to my lift”With all kinds of “cat dancing”he has tried to become the “eye and the light “of Mr.Wilson .

He made so much “mouse running” that finally Mr.Wilson “became donkey”,and appointed Mr.Ahmadi as his right hand man ,and told me to work”under his hand”

Mr.Wi lson promised me that next year he wold make me his right hand man,but “my eye didn’t not drink water “,and I knew that all these were “hat play ”,and he was trying to put a”hat on my head “I”put the seal of silence to my lips“and did not say anything.Since that he was just “putting watermelon under my arms”Knowing that this transfer was only “good for his aunt”,I started begging him to forget that I ever came to see him and forget my visit altogether .I said “you saw camel,You did not see camel”….but he was not “getting of the devils donkey”…”what headache shall I give you”I am now forced to work in the  mail house with bunch of “blind , bald, height and half height ”people.”Imagine how much my ass burns”

Now  Mr  .Hamilton  ,”I turn around your head” you are my only hope and my “back and shelter “….”I swear you to the 14 innocents .”please ”do some work for me”…”in the resurrection day I’ll grasp your skirt”…”I have six  head bread eaters ’I kiss your hand and Leg”

              Your servant.   

+   افسانه ; ٢:٠۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٩
    حرفای طرفدارام()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir
منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir رفتن به بالای صفحه